X
تبلیغات
دانستنی های مختصر حقوقی

دانستنی های مختصر حقوقی
پیمان دوراندیش 
ﺷﺨﺼﯽ ﻏﯿﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ، ﻏﯿﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﺍﻭ
ﺭﺍ ﺗﻌﻘﯿﺐ ، ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻭ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﺩﻟّﻪ
ﻋﻠﯿﻪ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺍﺳﺖ . ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﻭ ﻣﺤﮑﻮﻣﯿﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﻗﻀﺎﺕ ﻣﺤﮑﻤﻪ
ﮐﯿﻔﺮﯼ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﯾﮏ ﻧﻮﺑﺖ ﻗﺼﺎﺹ ﻧﻔﺲ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ .
ﻣﺘﻬﻢ ﯾﺎ ﻭﮐﯿﻠﺶ ﺗﺠﺪﯾﺪﻧﻈﺮﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ
ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻭ ﺍﻟﻨﻬﺎﯾﻪ ﻗﻀﺎﺕ ﻋﺎﻟﯽ ﺭﺗﺒﻪ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺩﺍﺩﻧﺎﻣﻪ
ﻣﺤﮑﻮﻣﯿﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﻏﯿﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺋﺮ ﺑﺮ ﻗﺼﺎﺹ ﻧﻔﺲ ، ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ
ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ .
ﺣﮑﻢ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻗﻄﻌﯿﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﻣُﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺟﺮﺍﺳﺖ .
ﺣﺎﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻗﺼﺎﺹ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺯ ﺭﺋﯿﺲ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﺋﯿﻪ ﺍﺳﺘﯿﺬﺍﻥ
ﻧﻤﻮﺩ .
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﺭﺋﯿﺲ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﺋﯿﻪ ﺍﺫﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ .
ﻣﻘﺮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻣﻌﯿﻨﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ
ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻭ ﻣﮑﺎﻓﺎﺕ ﺁﻭﯾﺨﺘﻪ ﺷﻮﺩ.
ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﻦ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮔﺎﻡ ﺑﻪ ﮔﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﺤﻞ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ
ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .
ﻫﻤﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﺍﻭﻟﯿﺎﺀ ﺩﻡ، ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ، ﻭﮐﯿﻞ ﺍﻭﻟﯿﺎﺀ ﺩﻡ ، ﻭﮐﯿﻞ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻋﻠﯿﻪ ،
ﻗﺎﺿﯽ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﺣﮑﺎﻡ ، ﺩﺍﺩﯾﺎﺭ ﻧﺎﻇﺮ ﺯﻧﺪﺍﻥ ، ﺭﺋﯿﺲ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﯾﺎ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﻭﯼ ،
ﭘﺰﺷﮏ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ، ﺭﺋﯿﺲ ﺣﺮﺍﺳﺖ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﺯﻧﺪﺍﻥ ، ﻭ ﺟﻤﻌﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﻥ
ﺍﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺯﻧﺪﺍﻥ.
ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ﺩﺍﺩﻧﺎﻣﻪ ﻗﻄﻌﯽ ﺭﺍ ﻗﺮﺍﺋﺖ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ .
ﭘﺰﺷﮏ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺳﻼﻣﺖ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺭﺍ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﻭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﺯ
ﻭﯼ ﺍﺳﺘﻌﻼﻡ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.
ﻗﺎﺿﯽ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.
ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺎﯾﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ .
ﺣﺎﻝ ﯾﺎ ﺑﺮ ﺍﻭ ﭼﺸﻢ ﺑﻨﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﺸﻢ ﻧﺎﺑﺴﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﺟﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﺎﻧﻨﺪ .
ﻟﯿﮑﻦ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﺣﻠﻘﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎﯾﯽ ﻃﻨﺎﺏ ﺩﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ
ﮔﺮﺩﻧﺶ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻣﺤﮑﻢ ﺳﻔﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﻩ ﻃﻨﺎﺏ
ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺮ ﭘﺸﺖ ﮔﺮﺩﻧﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ .
ﺍﻣﺎ ، ﺍﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ.
ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﭼﺮﺍ ﺑﯽ ﺗﺸﻮﯾﺶ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺍﺷﮏ ﻧﻤﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻓﺮﻁ ﺗﺮﺱ ﻧﻤﯽ ﻟﺮﺯﺩ ﻭ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﯾﺶ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﯾﺎﻭﺭ ﺍﻭ
ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ .....
ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻭﮐﯿﻠﺶ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﻭﮐﯿﻠﺶ ﭼﺸﻤﮑﯽ ﺭﺍ ﺣﻮﺍﻟﺘﺶ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻫﺮ
ﺩﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺑﺮ ﻟﺒﺎﻧﺸﺎﻥ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.
ﻗﺎﺿﯽ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ
ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﮊﺧﯿﻢ ﺑﺪﻫﺪ ، ...
ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:
ﺍﺷﻬﺪ ﺍَﻥّ ﻻ ﺍﻟﻪ ﺍﻻ ﺍﻟﻠﻪ
ﺍﺷﻬﺪ ﺍَﻥّ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ
ﻗﺎﺿﯽ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﺋﯿﻦ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺭﺍ ﭘﺎﺋﯿﻦ
ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ......
ﻗﺼﺎﺹ ﺑﻼ ﺍﺟﺮﺍ ﮔﺮﺩﯾﺪ.
.....................................
ﺗﺒﺼﺮﻩ 2 ﻣﺎﺩﻩ 310 ﺍﺯ ﻓﺼﻞ ﺳﻮﻡ ) ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻗﺼﺎﺹ ( ﮐﺘﺎﺏ
ﺳﻮﻡ )ﻗﺼﺎﺹ ( ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺼﻮﺏ 92/2/1:
ﺍﮔﺮ ﻣﺠﻨﯽ ﻋﻠﯿﻪ ) ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ( ﻏﯿﺮﻣﺴﻠﻤﺎﻥ
ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﺮﺗﮑﺐ ) ﺟﺎﻧﯽ ( ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻗﺼﺎﺹ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ ، ﻗﺼﺎﺹ
ﺳﺎﻗﻂ )ﻣﻨﺘﻔﯽ ( ﻭ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺩﯾﻪ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻣﻘﺮﺭ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﭘﻨﺠﻢ
) ﺗﻌﺰﯾﺮﺍﺕ ( ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
..................
ﺍﺳﻼﻡ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ 
[ پنجشنبه 21 فروردین1393 ] [ 11:42 ] [ پیمان ]
ابا عرض سلام اقای وکیل سایتتان فوق العاده است از حضورتان سوالی داشتم سالها پیش به علت اعتیاد از شوهرم جدا شدم یک فرزند دختر دارمبعد از مدتی شوهر معتاد فوت شد ثروت پدر شوهرم زیاد است ایا از ان ثروت چیزی به دخترم می رسد


با سلام خدمت شما

 اگر شوهر سابق شما قبل از پدرش فوت شده باشد به دختر شما ارث نمیرسد واین یکی از موانع ارث است در غیر این صورت دختر شما سهم الارث دارد.

در ضمن بنده وکیل نیستم. ممنون از لطف شما نسبت به وبلاگ.

چون پیام شما رو به صورت خصوصی دریافت کردم مجبور شدم اون رو در قالب یک پست جواب بدم

[ دوشنبه 7 بهمن1392 ] [ 20:28 ] [ پیمان ]

در میان جلسات رسیدگی، اولین جلسه رسیدگی از اهمیت زیادی برخوردار است. توصیه می‌کنیم که هرگز آن را از دست ندهید. البته دقت داشته باشید که اگر جلسه دادگاه تشکیل شد اما شما موفق به دفاع نشدید و شرایط آن فراهم نیامد، اولین جلسه دفاع نخواهد بود. هر یک از اموری که در ادامه بیان می‌کنیم تنها در اولین جلسه دادرسی امکان طرح آنها وجود دارد....


اعتراض به بهای خواسته

تا اولین جلسه دادرسی

در صورتی که اعتراضی به بهای تعیین شده برای خواسته در دادخواست دارید، تا اولین جلسه دادرسی وقت دارید که این اعتراض را به دادگاه تحویل دهید. « تا اولین جلسه دادرسی» به این معنی است که در اولین جلسه دادرسی اولین صحبت‌هایی که ازطرف شما ارائه می‌شود اعتراض به بهای خواسته باشد. منظور از بهای خواسته، بهایی است که خواهان در دادخواست تعیین کرده است.

مهلت طرح ایرادات

مهلت طرح ایرادات و اعتراضات تا پایان اولین جلسه دادرسی است. بنابراین مهلت ایرادات بیشتر از اعتراض به بهای خواسته است چون تا پایان جلسه رسیدگی فرصت دارید که این ایرادات را مطرح کنید. اما منظور از ایرادات چیست؟ در قانون آیین دادرسی که شیوه برگزاری جلسات دادگاه در دعاوی مدنی را بیان می‌کند و در مواد 84 تا 92 این قانون موارد قابل اعتراض تحت عنوان ایرادات و موانع رسیدگی مشخص شده است. اگر چه ایرادات غالبا از سوی خوانده مطرح می‌شود اما ممکن است خواهان هم ایراد کند مانند ایراد رد دادرس. بنابراین فرصت طرح ایرادات تا زمانی که اولین جلسه دادرسی به پایان نرسیده است وجود دارد.

در صورتی که اعتراضی به بهای تعیین شده برای خواسته در دادخواست دارید، تا اولین جلسه دادرسی وقت دارید که این اعتراض را به دادگاه تحویل دهید. « تا اولین جلسه دادرسی» به این معنی است که در اولین جلسه دادرسی اولین صحبت‌هایی که ازطرف شما ارائه می‌شود اعتراض به بهای خواسته باشد. منظور از بهای خواسته، بهایی است که خواهان در دادخواست تعیین کرده است

تغییر نحوه دعوا یا خواسته یا درخواست

ممکن است بعد از اینکه دادخواست را تقدیم کردید در مورد بخشی از مطالب آن نظرتان عوض شده باشد و قصد داشته باشید آنها راتغییر دهید. برخی از این ایرادات قابل تغییر نیستند و اگر بخواهید آنها را اصلاح کنید باید دادخواست را مسترد کنید و دادخواست دیگری بدهید که به معنی پرداخت دوباره هزینه دادرسی است. اما برخی از اصلاحات بدون نیاز به طرح مجدد دادخواست قابل اعمال است که مهلت آن تا پایان اولین جلسه دادرسی است. ماده 98 قانون مدنی در این خصوص از اهمیت زیادی برخوردار است که می‌گوید: «خواهان می‌تواند خواسته خود را که در دادخواست تصریح کرده در تمام مراحل دادرسی کم کند ولی افزودن آن یا تغییر نحوه دعوا یا خواسته یا درخواست در صورتی ممکن است که با دعوای طرح شده مربوط بوده و منشا واحدی داشته باشد و تا پایان اولین جلسه آن را به دادگاه اعلام کرده باشد.»



استرداد دادخواست

خواهان در مراحل مختلف رسیدگی می‌تواند دادخواست خود را پس بگیرد اما اگر اینکار را تا اولین جلسه رسیدگی انجام دهد این مزیت را دارد که قرار ابطال دادخواست صادر خواهد شد که اعتبار امر مختوم ندارد. یعنی خواهان می‌تواند بار دیگر همین دادخواست را به دادگاه تقدیم کند. همان‌طور که گفتیم تا اولین جلسه دادرسی اولین اظهارات در جلسه دادرسی را شامل می‌شود.

جلب ثالث

ماده 135 قانون آیین دادرسی مدنی می‌گوید: «هر یک از اصحاب دعوا که جلب شخص ثالثی را لازم بداند می‌تواند تا پایان جلسه اول دادرسی جهات و دلایل خود را اظهار کرده و ظرف سه روز پس از جلسه با تقدیم دادخواست از دادگاه درخواست جلب او را كنند چه دعوا در مرحله نخستین باشد یا تجدید نظر» دعوای متقابل هم شرایط مشابهی دارد.

ماده 135 قانون آیین دادرسی مدنی می‌گوید: «هر یک از اصحاب دعوا که جلب شخص ثالثی را لازم بداند می‌تواند تا پایان جلسه اول دادرسی جهات و دلایل خود را اظهار کرده و ظرف سه روز پس از جلسه با تقدیم دادخواست از دادگاه درخواست جلب او را كنند چه دعوا در مرحله نخستین باشد یا تجدید نظر» دعوای متقابل هم شرایط مشابهی دارد

ایراد وارد کردن به سند طرف مقابل

زیر سۆال بردن اسناد سه حالت دارد، 1.انکار. 2.تردید. 3. ادعای جعلیت. ماده 217قانون آیین دادرسی مدنی در این خصوص توضیح می‌دهد: «اظهار تردید یا انکار نسبت به دلایل و اسناد ارائه شده حتی الامکان باید تا اولین جلسه دادرسی به عمل آید». ماده 219 قانون آیین دادرسی مدنی هم در تکمیل این موضوع می‌گوید: «ادعای جعلیت نسبت به اسناد و مدارک ارائه شده باید برابر ماده 217 این قانون با ذکر دلیل اقامه شود مگر اینکه دلیل ادعای جعلیت بعد از موعد مقرر و قبل از صدور رای یافت شده باشد ‍ در غیر این صورت دادگاه به آن ترتیب اثر نمی‌دهد».بنابراین با توجه به آنچه گفته شد، هرگز جلسه اول دادرسی را از دست ندهید و در این جلسه از دادگاه قبل از هر چیز به آن مواردی توجه کنید که غفلت از آنها امکان استفاده از امتیازات مذکور در قانون را از بین می‌برد.

[ شنبه 19 مرداد1392 ] [ 3:7 ] [ پیمان ]

هر كسي در زمان حيات، بر اموال خود تسلط دارد و هر كاري كه بخواهد با اموالش مي‌كند به شرط اينكه عاقل و رشيد باشد.

اسلام از طريق وضع وصيت و قانوني كردن آن، به شخص اختيار داده تا در بخشي (یک سوم) از اموال خود پس از مرگ تصرف كند. بعد از مرگ، بايد خرج كفن و دفن متوفي را از اموالش پرداخت كنند. بعد، ديوني كه به اعيان اموالش تعلق گرفته و سپس ديون و واجبات مالي پرداخت بشود و پس از آن، زمان محاسبه و وصيت مي‌رسد.

هيچ كس نمي‌تواند در وصيتش بياورد كه ورثه‌اي را كلاً از ارث محروم كند زيرا طبق قانون نمي‌توان كسي را از ارث محروم كرد.شخص براي محروم كردن فرزند يا شوهر يا زن از ارث در زمان حيات مي‌تواند اموالش را به نام ديگري كند.مي‌توان براي جنيني كه در شكم مادر است هم وصيت كرد به شرط اينكه جنين زنده به دنيا بيايد.

اگر كسي در زمان حياتش وصيت كند، مثلاً جد پدري با وجود اينكه پدر فرزند در قيد حيات است. سرپرستي فرزند را به‌عهده بگيرد اين درست نيست زيرا پدر فرزند در قيد حيات است. حتي اگر پدر فرزند هم بميرد باز هم آن وصيت اثر ندارد مگر اينكه پدر فرزند وصي را تعيين كند.

ارث

ارث در اصطلاح عبارت است از انتقال قهري حقوق و دارايي متوفي به ورثه او.منظور از حق، تمام آن چيزهايي است كه قابليت نقل و انتقال داشته باشد؛ خواه حقوق مالي (حقوقي كه به اموال مرتبط است) باشد مثل حق فسخ يا غيرمالي مثل حق قصاص.

تركه

عبارت است از كليه اموال و حقوق مالي مورث(متوفي) كه پس از وضع ديون و تعهدات و وصاياي او به وراث منتقل مي‌شود. درصورت خارج شدن روح از بدن يا غايب و مفقودالاثر شدن، ارث به ورثه تعلق مي‌گيرد. البته غايب به اين معني است كه شخصي مدت‌ها غايب است و خبري از وي در دست نيست.به هر ترتيب و به‌منظور ختم اين اوضاع غايب را در حكم شخص مرده تلقي مي‌كنند و احكام ارث بر او مترتب مي‌شود و دارايي‌اش تقسيم مي‌شود.

ارث به چه كساني تعلق مي‌گيرد

براي رسيدن به اين موضوع اولا بايد طبقه را در ارث روشن كرد. منظور از طبقه، كساني هستند كه باعث مي‌شوند كه طبقه ديگر ارث نبرد. هر كسي كه به متوفي نزديك‌تر است طبقه جلوتر است. طبقاتي كه ناشي از ارث هستند سه طبقه هستند: يك طبقه ناشي از سبب زوجيت است.در طبقات ارث، هر طبقه‌اي مانع ارث بردن طبقه ديگر مي‌شود، با اين قيد كه طبقات اول، دوم و سوم كه نسبي هستند هرگز نمي‌توانند مانع و حاجب زوج و زوجه بشوند.

طبقات ارث

1_فرزندان و پدر و مادر

اگر كسي فوت كند و پدر و مادرش زنده باشند و نوه‌اش هم زنده باشد به نوه‌اش هم ارث مي‌رسد. اما زماني كه يك فردي فوت كند و يك فرزند و يك نوه دارد كه اين نوه از فرزند فوت شده‌اش باشد به اين نوه ارث نمي‌رسد. ارث به نوه و نتيجه زماني مي‌رسد كه اصناف بالايي نباشند.

2_برادران و خواهران و اجدات و جدات

3_خالات و عمات

خاله، عمه، عمو و دائي و فرزندان آنها

* طبقه سببي (زوج و زوجه). اين طبقه در کنار همه طبقات ارث میبرند

[ سه شنبه 15 مرداد1392 ] [ 4:21 ] [ پیمان ]

«حضانت» و مجازات پس ندادن طفل!

حتما بسيار پيش آمده كه در موقعيتي قرار گرفته‌ايد كه نمي‌دانسته‌ايد مشكل‌تان را چگونه حل كنيد يا اينكه نسبت به شرايط حقوقي محقق شدن آن فعل و آثار احتمالي آن آگاهي كافي نداشته‌ايد. در مجموعه نوشتاري تحت عنوان «آيا مي‌دانيد» شما را با برخي از اين موارد آشنا مي‌كنيم:

 

آیا می‌دانید؟

در صورت فوت پدر، حضانت طفل با مادر زنده است هر چند این طفل جد پدری یا قیم داشته باشد مگر در صورت عدم صلاحیت مادر.

آیا می‌دانید؟

فرزند دختر تا 9 سال قمری و فرزند پسرتا 15 سال قمری تحت حضانت والدین خود هستند.

آیا می‌دانید؟

فرزند دختر پس از اتمام سن 9 سالگی و فرزند پسر پس از اتمام سن 15 سالگی در تعیین محل زندگی خود ( نزد پدر یا مادر) مختار می‌‌باشند.

آیا می‌دانید؟

پدر یا مادری که حضانت طفل به آنها داده شده حق ندارند طفل را به محلی غیر از محل اقامت طرفین یا خارج از کشور ببرد یا بفرستد مگر با کسب اجازه از دادگاه.

آیا می‌دانید؟

اگر در صورت انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل در حضانت اوست سلامت روانی و جسمی طفل دستخوش خطر قرار گیرد این دادگاه است که برای حضانت طفل تصمیم لازم را خواهد گرفت.

آیا می‌دانید؟

مادر در قبال قبول حضانت و نگهداری طفل نمی‌‌تواند مطالبه اجرت نماید چرا که نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است ، لکن نفقه فرزند بر عهده پدر و سپس جد پدری است.

آیا می‌دانید؟

چنانچه پدر یا مادری که حضانت طفل بر عهده وی است به بیماری لاعلاج و واگیردار دچار شود حق حضانت ساقط می‌‌شود مگر اینکه شخص بتواند در این خصوص پرستار بگیرد.

آیا می‌دانید؟

اگر کسی که حضانت طفل به او عهده اوست پس از اتمام زمان حق حضانت، از دادن طفل به شخصی که قانوناً حق مطالبه دارد خودداری كند برابر قانون به مجازات 3 تا 6 ماه حبس و یا جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار تا سه میلیون ریال محکوم خواهد شد.

آیا می‌دانید؟

شوهر مکلف به پرداخت نفقه همسرش می باشد.

آیا می‌دانید؟

نفقه شامل تامین هزینه زندگی زن که شامل خانه – اثاثیه منزل – غذا و لباس و دارو و درمان از زمان عقد دایم بر عهده شوهر می‌‌باشد.

آیا می‌دانید؟

تمکین به معنای اطاعت زن از شوهر در ادای وظایف زوجیت، حسن معاشرت و سکونت در منزل شوهر می‌‌باشد.

[ پنجشنبه 9 خرداد1392 ] [ 0:39 ] [ پیمان ]
درباره «لعان» و «احرام» چه مي‌دانيد؟

آيا مي‌دانيد لعان چيست؟ و چگونه حاصل مي‌شود؟ يا اينكه ازدواج در حالت احرام چه شرايطي دارد؟ قانون مدني در اين موارد به تبعيت از شرع مقدس ملاحظات و قواعدي را بنا نهاده است.

  لعان در لغت به معنی ناسزا گفتن و نفرین کردن به یکدیگر است و در اصطلاح حقوقی آن است که زن و شوهر با سوگندهای ویژه‌ای یکدیگر را تخطئه کنند.

لعان هنگامی تحقق می‌یابد که شوهر به زن نسبت زنا دهد، یا فرزندی را که زن به دنیا آورده است از خود نفی کند.

در این صورت زوجین نزد حاکم شرع حضور می‌یابند و مرد چهار بار سوگند یاد می‌کند که راست می‌گوید و بار پنجم می‌گوید: لعنت خدا بر من اگر دروغگو باشم. آن گاه زن چهار بار سوگند می‌خورد که مرد دروغ می‌گوید، سپس می‌گوید: خشم خدا بر من اگر او راست گفته باشد. پس از انجام این مراسم زن همیشه به شوهر حرام می‌گردد و فرزند مورد لعان هم به شوهر ملحق نخواهد شد.

تفریقی که با لعان حاصل می شود، موجب حرمت ابدی است.

احرام

احرام نيز در لغت به معنی منع و حرام کردن است و در اصطلاح فقهی حالتی است که زائر خانه خدا با انجام تشریفات مذهبی و پوشیدن جامه خاصی که نشانه آغاز اعمال حج است پیدا می کند و او را در این حالت محرم گویند.

محرم از پاره‌ای اعمال که او را از سیر به سوی حق باز می دارد از جمله نکاح، منع شده است. هرگاه کسی درحال احرام ازدواج کند، عقد باطل است و اگر علم به حرمت نکاح داشته باشد، بعدها هم نمی تواند با طرف دیگر ازدواج کند و به تعبیر دیگر، ازدواج بین آنان حرام موبد خواهد شد.

ماده 1053 قانون مدنی در این زمینه می گوید:« عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی است».


[ پنجشنبه 9 خرداد1392 ] [ 0:32 ] [ پیمان ]

برای موفقیت در دادگستری , دانستن تفاوتهای این دو عنوان خیلی موثر است:


-دعوای کیفری مربوط به عملی است که برای مرتکب آن, دادگاه مجازات تعیین می کند ولی برای دعوای حقوقی دادگاه مجازاتی درنظرنمی گیرد و فقط مرتکب عمل رابه دادن حقوق قانونی دیگران یا انجام تکالیفش ملزم می سازد.

- شکایت کیفری را درهرکاغذی می توان نوشت و به مرجع قضایی برد ولی شکایت حقوقی حتماً باید درورقه مخصوصی بنام دادخواست نوشته شود والاً مورد پذیرش قرار نمی گیرد (ورقه دادخواست را در داخل دادگستری ها می فروشند)

- شکایت کیفری را برای رسیدگی باید ابتداء به مرجعی بنام دادسرا برد و بعد از انجام تحقیقات در کلانتری و دادسرا , جهت رسیدگی به دادگاه فرستاده می شود. ولی دادخواست حقوقی باید مستقیماً به دادگاه برده شود.

- شکایتهای کیفری را بدون استفاده از وکیل هم می توان در دادگستری مطرح کرد . ولی اکثر شکایت های حقوقی باید توسط وکیل دادگستری مطرح شود(مثلاً شکایتهایی که موضوع آن مالی و بیشتر از یک میلیون تومان است)

- برای مطرح کردن شکایت کیفری (ازهرنوعی که باشد) فقط یک تمبر 2000 تومانی لازم است که در دادگستری برروی آن زده می شود . ولی برای طرح شکایت حقوقی , باید به تناسب ارزش مالی که راجع به آن دعوا مطرح شده یک ونیم درهزار تمبر باطل کرد (مثلاً برای گرفتن یک طلب 10 میلیون تومانی بالغ بر 150 هزارتومان تمبر لازم است.)

- پرونده بسیاری از شکایت های کیفری حتی با پس گرفتن شکایت از طرف شاکی هم بسته نمی شوند(مثل شکایت راجع به رشوه, قتل, زنا و.. ) اما شکایت های حقوقی با پس گرفتن دعوا از طرف شکایت کننده , خاتمه می یابند.

- درشکایت های کیفری, به شکایت کننده شاکی گفته می شود, به طرف او متشاکی یا مشتکی عنه و یا متهم گفته می شود و به موضوع پرونده نیز اتهام می گویند. اما در شکایت های حقوقی , به شکایت کننده خواهان می گویند. به طرف او خوانده گفته می شود و به موضوع پرونده هم خواسته می گویند.

- برای دعوت کردن طرف شکایت کیفری(متهم) به دادگاه ورقه ای بنام احضاریه برای او فرستاده می شود ولی برای دعوت کردن طرف شکایت حقوقی(خوانده) از ورقه ای بنام اخطاریه استفاده می نمایند .

-در شکایت کیفری, اگر متهم (مشتکی عنه)به احضاریه توجه نکند و در وقت تعیین شده خود را به مرجع قضایی معرفی نکند, او را جلب و به اجبار به دادگستری می برند ولی در شکایت های حقوقی اگرخوانده بموقع حاضر نشود , منتظر او نمی مانند و ممکن است حق را به خواهان بدهند.

- دردعواهای کیفری بدون وکیل هم می شود به حکم دادگاه اعتراض و خواستار ارسال پرونده به دادگاه تجدید نظر شد ولی در دعواهای حقوقی فقط وکیل دادگستری باید بوسیله دادخواست تجید نظر درخواست تجید نظرخواهی کند. 

[ چهارشنبه 1 خرداد1392 ] [ 13:4 ] [ پیمان ]
▪ در خرید و فروش اتومبیل، فروشنده به چه نکاتی باید توجه داشته باشد؟

۱) هم زمان با تنظیم قولنامه، فروشنده بالاترین درصد از بهای اتومبیل را به صورت نقد دریافت دارد.

۲) خریدار از طریق رؤیت مدارک شناسائی احراز هویت شود.

۳) پرداخت باقیمانده در دفترخانه اسناد هم زمان با انتقال سند خودرو پیش بینی شده، موعد مراجعه و شماره دفترخانه نیز معین گردد.

۴) در قولنامه قید گردد در صورت عدم مراجعه و یا عدم آمادگی خریدار جهت پرداخت باقیمانده بها، وی متعهد به پرداخت خسارت تأخیر و انجام تعهد به ازاء هر روز مبلغ معینی باشد.

۵) در قولنامه وضعیت فنی و بدنه و سایر مشخصات و شرایط اتومبیل درج و علم و آگاهی خریدار نسبت به آن پیش بینی گردد.

۶) تحویل اتومبیل طی صورت جلسه یا در پشت قولنامه با قید تاریخ و ساعت صورت گیرد.

[ یکشنبه 16 بهمن1390 ] [ 2:26 ] [ پیمان ]
▪  توصیه به خریدار

۱) خریدار باید مشخصات مالی را که قصد خرید آن را دارد، با آن چه در سند قید شده مطابقت دهد و روشن شود که مال در وثیقه یا رهن یا در توقیف نباشد.

۲) اگر مورد معامله ملک می باشد، بررسی کنید که توابع و منضمات و ملحقات و مشاعات ملک به طور روشن در سند توصیف شده باشد. (آب، برق، گاز، تلفن، پارکینگ، انباری و غیره)

۳) اگر کسی که قولنامه را امضاء می کند خود مالک نیست، بلکه وکیل یا ولی و یا قیم مالک است. دلایل احراز سمت آنها را بررسی کند و ببینید آیا وکیل در وکالتنامه خود حق فروش و گرفتن قیمت مال را دارد یا خیر؟ و اگر امضاکننده ولی مالک است مطمئن شود که در زمان امضاء قولنامه توسط ولی، کودک، بالغ نشده است. هم چنین در جائی که امضاکننده قیم مالک است باید روشن شود که آیا قیم به تنهائی حق فروش مال مولی علیه (صغیر) خود را دارد یا با دخالت مقام قضائی چنین حقی برای او در نظر گرفته شده است.

۴) اگر مورد معامله از طریق ارث به فروشنده رسیده، باید گواهی انحصار وراثت را ببیند و فتوکپی برابر اصل آن را نیز از فروشنده بگیرد و هم چنین تصفیه حساب مالیات بر ارث را نیز ملاحظه کند.

۵) خریدار مطمئن شود که فروشنده ممنوع المعامله یا مشمول فراری نظام وظیفه نباشد که در این حالت فروشنده قادر به انتقال رسمی ملک به خریدار نخواهد بود.

۶) اگر فروشنده خیلی پیر یا مریض احوال است و حرکات غیرعادی دارد. خریدار باید این احتمال را بدهد که او محجور است و برای اطمینان به اداره سرپرستی محجورین مراجعه نماید و مطمئن شود که نام فروشنده در میان اسامی محجورین آن اداره نباشد.

۷) تا زمانی که مورد معامله را دریافت نکرده یا با سند رسمی به وی منتقل نشده از پرداخت کل قیمت مورد معامله خودداری نماید.

۸) اگر قصد خرید ملک (اعم از مسکونی، تجاری یا اداری) را دارد مطمئن شود که ملک مذکور در تصرف مستأجر نباشد و اگر چنین بود در قرارداد ترتیب و مهلت و ضمانت اجرای بیرون رفتن مستأجر قید شود.

۹) خریدار سعی می کند تمام پرداختی ها به وسیله چک تضمینی انجام شود تا در صورتی که فروشنده منکر دریافت وجه شود، وسیله ای برای اثبات پرداخت خود داشته باشد.

۱۰) در قولنامه برای حضور در دفتر اسناد رسمی (محضر) حتماً روز و ساعت و دفترخانه مشخصی را تعیین نمایند و برای عدم حضور یا امتناع از حضور وجه التزام سنگینی قرار داده شود.

۱۱) در مورد خرید املاک دقت شود که ملک مورد نظر مشکل ثبتی یا معاوضی نداشته باشد.

▪  توصیه به فروشنده

۱) از توام مالی خریدار برای پرداخت قیمت معامله اطمینان حاصل شود و شروطی در قولنامه آورده شود که در صورت عدم پرداخت قیمت یا ناتوانی از پرداخت قیمت معامله، برای فروشنده حق برهم زدن معامله وجود داشته باشد.

۲) مورد معامله را قبل از دریافت تمام قیمت به خریدار تحویل ندهد.

۳) حتماً در خصوص پرداخت مابقی قیمت از طرف خریدار، زمان تعیین شود و این نکته ذکر گردد که در صورت عدم پرداخت در تاریخ مقرر، فروشنده می تواند فسخ معامله را اعلام نماید و معامله را برهم زند.

۴) اگر مالکین متعدد باشد و یکی از آنها عهده دار مذاکره با خریدار باشد و حتماً باید ذیل قولنامه را همه مالکین امضاء نمایند، مگر این که به یک نفر وکالت در فروش بدهند که در این صورت وکیل از طرف همه مالکین قولنامه را امضا می نماید.

۵) فروشنده باید کلی مشخصات ملک را در قولنامه تصریح کند. به خصوص زمانی که این مشخصات منفی و مربوط به عیب و نقص مورد معامله است.

۶) اگر قیمت معامله را از طریق چک دریافت می کند باید توجه داشته باشد که در صورت برگشت خوردن چک، وی تنها می تواند وجه چک را مطالبه کند و معامله را نمی تواند برهم زند. مگر این که چنین شرطی را در قرارداد گنجانده باشند.

▪ اگر خریدار یا فروشنده از حضور در دفترخانه اسناد رسمی و انتقال سند مالکیت مورد معامله خودداری نمایند، طرف دیگر چه حقی دارد؟

طرف دیگر می تواند الزام معامله را به تنظیم سند رسمی انتقال از دادگاه درخواست نماید و پس از قطعیت حکم، درخواست صدور اجرائیه نماید. در صورتی که طرف معامله از حضور در دفترخانه جهت امضا خودداری کند، نماینده اجرای احکام سند انتقال را امضاء خواهد کرد.

قبل از اقامه چنین دعوائی بهتر است حسب مورد (فروشنده یا خریدار)، امتناع طرف دیگر از حضور در دفترخانه و حاضر و آماده بودن خود در دفترخانه را برای انتقال، به وسیله گواهی دفترخانه یا تأمین دلیل از دادگاه و یا ارسال اظهارنامه ثابت نماید.

[ یکشنبه 16 بهمن1390 ] [ 2:25 ] [ پیمان ]
قولنامه:

گاهی افراد قصد خرید یا فروش مالی را دارند، ولی مقدمات آن فراهم نیست، مثلاً خریدار پول کافی ندارد و یا فروشنده باید نسبت به مفاصا (تصفیه) حساب های شهرداری و دارائی و غیره اقدام نماید در این حالت طرفین، قراردادی عادی تنظیم می نمایند و در آن متعهد می شوند در زمان و مکان مشخصی (دفتر اسناد رسمی) حضور یابند و با شرایط تعیین شده در قرارداد معامله را واقع سازند. به این قرارداد تنظیم شده قولنامه می گویند.

▪ آیا دو واژه قولنامه و مبایعه نامه یکسان هستند؟

برخی قولنامه را مرکب از قول و نامه می دانند یعنی قول مکتوب و بر این مبنا معتقدند به موجب قولنامه نمی توان الزام متعهد را به انجام تعهدش درخواست کرد و از طرف دیگر مبایعه نامه را با استفاده از تعبیری که واژه بیع (خرید و فروش) در زبان حقوقی دارد قرارداد خرید و فروش می دانند و بر این اساس معتقدند که الزام متعهد مبایعه نامه را به انجام تعهداتش می توان درخواست کرد. باید توجه داشت آن چه را که در زبان حقوقی مبایعه نامه می گویند همان چیزی است که در عرف قولنامه نام دارد و نمی توان بر این اساس که لفظ قولنامه و مبایعه نامه باهم متفاوت است آثار حقوقی متفاوتی را بر آنها بار کرد.

▪ اعتبار قولنامه در دادگاه چه قدر است؟

قولنامه مانند سایر قراردادهائی که طرفین برای انجام تعهدی تنظیم می کنند در دادگاه معتبر است و باید مفاد آن را اجرا کنند و به موجب آن می توان الزام (اجبار) طرفی را که از انجام تعهدش خودداری می کند را از دادگاه درخواست نمود. بدین ترتیب، اگر فروشنده از حضور در دفتر اسناد رسمی و انتقال رسمی ملک به خریدار خودداری کند خریدار می تواند از دادگاه صالح درخواست نماید تا او را برای به نام زدن سند در دفترخانه مجبور کند.

▪ وجه التزامی (اجباری) که در قولنامه قرار داده می شود چیست؟

طرفین قرارداد برای محکم کردن قولنامه، معمولاً مبلغی را در قرارداد قید می کنند تا در صورتی که متعهد از انجام تعهد خود سر باز زند مکلف به پرداخت آن مبلغ به طرف دیگر (معهد له) باشد، این مبلغ را وجه التزام می گویند.

▪ قرار دادن وجه التزام در قولنامه به چه طریقی صورت می گیرد؟

اصولاً درج وجه التزام در قولنامه به یکی از روش ذیل می تواند باشد:

۱) در قولنامه قید می شود، در صورتی که فروشنده یا خریدار از اجرای مفاد تعهد خویش امتناع نماید، فلان مبلغ را باید به طرف دیگر بپردازد. در این صورت اگر فروشنده به تعهد خود (انتقال مال) عمل نکند، خریدار می تواند با احراز عدم اجرای تعهد وجه التزام تعیین شده را مطالبه کند، و نمی توان هم وجه التزام را بگیرد و هم از فروشنده بخواهد که مورد معامله را با سند رسمی به وی انتقال دهد.

۲) در قولنامه طرفین موافقت می نمایند، که در تاریخ..... در دفترخانه شماره..... حضور یابند و سند رسمی تنظیم کنند و در صورت عدم حضور هریک در دفترخانه، وی مکلف است مبلغ.... به طرف دیگر بپردازد و تعهد خویش را نیز انجام دهد. در این حالت با احراز عدم حضور، متعهد باید وجه التزام را بپردازد و تعهد را نیز انجام دهد.

۳) چنان چه در قولنامه ذکر شود: طرفین موافقت نمودند در تاریخ..... در دفترخانه.... حاضر شوند و سند رسمی تنظیم نمایند و در صورت عدم حضور یا امتناع فروشنده، فروشنده ملزم به انتقال و پرداخت روزانه.... ریال خسارت تأخیر است، در این فرض مالک باید مورد را به خریدار منتقل کند و خسارت مذکور را هم بپردازد.

کسی که وجه التزام را مطالبه می کند، باید خود تعهداتش را کامل انجام داده باشد. مثلاً خریدار باید در دفترخانه حاضر شود و قیمت معامله را نیز به رؤیت دفتردار برساند و عدم اجرای تعهد طرف دیگر احراز شود.

▪ آیا قولنامه تنظیمی در بنگاه معاملاتی سند رسمی است؟

قراردادی که تحت عنوان قولنامه در بنگاه های معاملاتی و یا بیرون از آن جا تنظیم می شود سندی عادی است و به همین خاطر طرفین (خریدار و فروشنده) باید نهایت دقت را در تنظیم آن بنماید تا بعداً دچار مشکل نشوند.

[ یکشنبه 16 بهمن1390 ] [ 2:13 ] [ پیمان ]

چه کسی جای چه کسی نشسته ؟

می گويند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسيدگی به دعاوی انگليس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکيل شود ، دکتر مصدق با هيات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالی که پيشاپيش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعيين شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمايندگي هيات ايران روی صندلی نماينده انگلستان نشست .

قبل از شروع جلسه ، يکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا برای نماينده هيات انگليسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست ، اما پيرمرد توجهي نكرد و روی همان صندلی نشست .

جلسه داشت شروع می شد و نماينده هيات انگليس روبروی دکتر مصدق منتظر ايستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خويش بنشيند ، اما پيرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد .

جلسه شروع شد و قاضی رسيدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماينده انگلستان نشسته ايد ، جای شما آن جاست .کم کم ماجرا داشت پيچيده می شد و بيخ پيدا ميكرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت :

شما فكر می کنيد نمی دانيم صندلی ما کجاست و صندلی نماينده هيات انگليس کدام است ؟

نه جناب رييس ، خوب می دانيم جايمان کدام است .

اما علت اينكه چند دقيقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر اين بود تا دوستان بدانند برجای ديگران نشستن يعنی چه ؟

او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمين ما خيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آبا و اجدادي ماست نه سرزمين آنان .

سكوتي عميق فضاي دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پايان سخنانش كمي سكوت كرد و آرام بلند شد و به روي صندلي خويش قرار گرفت .

با همين ابتکار و حرکت ، عجيب بود که تا انتهای نشست ، فضای جلسه تحت تاثير مستقيم اين رفتار پيرمرد قرار گرفته بود و در نهايت نيز انگلستان محکوم شد .

شاد و پیروز باشید

[ یکشنبه 16 بهمن1390 ] [ 1:15 ] [ پیمان ]

قتل نفس بر 3نوع است: عمد، شبه عمد، خطا محض

 

الف – قتل عمد آن است كه عملي كه در مورد مقتول انجام مي يابد آگاهانه بوده و مقصود از انجام آن نيز كشتن وي با شد.  (قاتل به قصاص نفس محکوم میشود)

ب – در شبه عمد عملي كه در مورد مقتول انجام يافته آگاهانه است اما قصد قتل در ميان نيست و عمل انجام يافته نيز كشنده نميباشد و اتفاقا موجب قتل ميگردد.  ( قاتل به پرداخت دیه محکوم میشود و پرداخت آن به عهده شخص قاتل است)

ج-- در خطا محض شخص مقتول اصلا مورد نظر قاتل نيست يعني قاتل نه مي خواهد كه مقتول را بكشد و نه درصدد انجام عملي در مورد مقتول بوده است. در واقع مقتول اتفاقا هدف قرار مي گيرد و در نتيجه به قتل ميرسد. مانند آنکه دیوانه ای شخصی را به فتل برساند. ( قاتل به پرداخت دیه محکوم میشود و پرداخت آن به عهده عاقله قاتل است)

[ شنبه 12 آذر1390 ] [ 2:9 ] [ پیمان ]

سلام

سعی کردم مطلب سقط جنین رو خیلی خلاصه وبا استناد به مواد قانون مجازات اسلامی پست کنم. امیدوارم مفید باشه و به اطلاعاتتون افزوده بشه

   * آیت الله مكارم قبل ازدمیده شدن روح ودرصورت قطعی وشدیدبودن‌نقص عضو،سقط جنین راجایز می دانند .

-         * حضرات آیات خامنه ای و صانعی نیز قبل از حلول روح و حرجی بودن مسئله برای مادر، سقط جنین را جایز می دانند .

-      * حضرات آیات فاضل لنكرانی و زنجانی وموسوی اردبیلی، در هیچ صورت نه قبل و نه بعد از حلول روح، سقط جنین ناقص الخلقه را جایز نمی دانند .

- سقط جنین در قانون مجازات اسلامی :

ماده 622 قانون مجازات اسلامی:] هركس عالماً عامداً به واسطه ضرب یا اذیت و آزار زن حامله، موجب سقط جنین وی شود علاوه برپرداخت دیه یاقصاص حسب مورد به حبس از یك تا سه سال محكوم خواهد شد .[

توضیح :

-         سقط جنین عمدی جرم بوده، مستوجب پرداخت دیه و یا قصاص است .

-         به لحاظ‌بعدعمومی‌جرم،مجرم‌به‌سقط‌جنین‌عمدی‌به‌واسطه‌اذیت و آزار زن حامله به حبس نیز محكوم می گردد .

ماده 623 قانون مجازات اسلامی: ] هركس به واسطه دادن ادویه یا وسایل دیگری موجب سقط جنین زن گردد به 6 ماه تا یكسال حبس محكوم می شود و اگر عالماً و عامداً زن حامله ای را دلالت به استعمال ادویه یا وسایل دیگر نماید كه جنین وی سقط گردد به حبس از سه تا شش ماه محكوم خواهد شد .  مگر اینكه ثابت شود این اقدام برای حفظ حیات مادر می باشد و درهرموردحكم به پرداخت دیه مطابق مقررات مربوط داده خواهد شد .[

ماده 624 قانون مجازات اسلامی :] اگر طبیب یا ماما یا دارو فروش و اشخاصی كه به عنوان طبابت یا مامایی یا جراحی یا دارو فروشی اقدام می كنند، وسایل سقط جنین فراهم سازند و یا مباشرت به اسقاط جنین نمایند به حبس از دو تا پنج سال محكوم خواهند شد و حكم به پرداخت دیه مطابق مقررات مربوط صورت خواهد پذیرفت .[

-      به موجب ماده 715 قانون مجازات اسلامی [هركس به علت بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم رعایت نظامات دولتی یا عدم مهارت رانندگی موجب سقط جنین زنی گردد ، به حبس از دو ماه تا یكسال و به پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه مصدوم محكوم می شود .]

ماده 487 قانون مجازات اسلامی : دیه سقط جنین مستفاد از این ماده به قرار ذیل است ؛

1-  دیه نطفه كه در رحم مستقر شده (2-0 هفتگی دوره حاملگی) بیست دینار

2-  دیه علقه كه خون بسته است(4-2 هفتگی دوره حاملگی) چهل دینار

3-  دیه مضغه كه به صورت گوشت درآمده است (8-4 هفتگی دوره حاملگی) شصت دینار

4-  دیه جنین در مرحله ای كه به صورت استخوان در آمده و هنوز گوشت نروئیده است(12- 8 هفتگی دوره حاملگی) هشتاد دینار

5-  دیه‌‌‌‌‌ ‌جنین كه گوشت واستخوان بندی آن تمام شده وهنوز روح در‌آن پیدا نشده (16-12 هفتگی) یكصد دینار‌

تذكر : در مراحل فوق هیچ فرقی بین دختر و پسر نمی باشد .

6-  دیه جنین كه روح در آن پیدا شده است (از 16هفتگی به بعد دوران حاملگی)

 

اگر پسر باشد دیه كامل (یكهزار دینار) و اگر دختر باشد نصف دیه كامل (پانصد دینار) و اگر مشتبه باشد (یعنی پسر و دختر بودن آن معلوم نباشد ) سه ربع دیه كامل (هفتصد و پنجاه دینار) خواهد بود .

ماده 488 قانون مجازات اسلامی : ] هرگاه در اثر كشتن مادر، جنین بمیرد و یا سقط شود دیه جنین در هر مرحله ای كه باشد باید بر دیه مادر افزوده شود [.

ماده 489 قانون مجازات اسلامی : ] هرگاه زنی جنین خود را سقط كند، دیه آن را در هر مرحله ای كه باشد باید بپردازد و خود از آن دیه سهمی نمی برد .[

ماده 490 قانون مجازات اسلامی : ] هرگاه چند جنین در یك رحم باشند به عدد هریك از آنها دیه جداگانه خواهد بود .[(مقصود جنین چندقلو است . )

ماده 491 قانون مجازات اسلامی : ] دیه اعضاء جنین وجراحات آن به نسبت دیه همان‌جنین است [.

ماده 492 قانون مجازات اسلامی: ] دیه سقط جنین در موارد عمد و شبه عمد بر عهده جانی است و در موارد خطای محض بر عاقله اوست . خواه روح پیدا كرده باشد و خواه نكرده باشد .[

توضیح :

-         سقط جنین عمدی آنست كه جانی فعلی انجام دهد كه نوعاً موجب جنایت شده و قصد سقط جنین زن حامله را داشته باشد .

-      سقط جنین شبه عمدی آنست كه جانی فعلی انجام دهد كه نوعاً سبب جنایت نمی شود و قصد جنایت را نسبت به زن حامله نداشته باشد . مثل اینكه به قصد تادیب زن او را بزند ولی براثر این زدن جنین زن سقط گردد .

-      سقط جنین خطایی آنست كه جانی نه قصد جنایت(سقط جنین زن حامله) را داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر مجنی علیه را . مثل اینكه سنگی بیندازد و براثر اتفاق، سنگ به شكم و رحم زن اصابت كرده، موجب سقط جنین گردد .

-        عاقله یعنی خویشاوندان .

ماده 493 قانون مجازات اسلامی : ] اگر در اثر جنایت چیزی از زن ساقط شود كه منشاء انسان بودن آن طبق نظر پزشك متخصص ثابت نباشد دیه و ارش ندارد لكن اگر در اثر آن صدمه ای به مادر وارد شده باشد برحسب مورد جانی محكوم به پرداخت دیه یا ارش خواهد بود .[

نتیجه :

سقط جنین عمدی، شبه عمد و خطایی حرام و جرم بوده و مستوجب مجازات است .

 


سقط درمانی

تعریف: سقط درمانی یا ضرورت سقط مواردی است كه بنا به علل پزشكی مجاز به سقط جنین هستیم . این علل گاهی جنینی و گاه علل مادری می باشد بدین معنا كه گاهی ناهنجاری های جنین موجب جواز سقط می گردد و گاه به جهت حفظ سلامت مادر اقدام به سقط جنین می نمائیم .

توضیح :

در فصل قبل گفته آمد كه سقط جنین به لحاظ اخلاقی، فقهی، قانونی و پزشكی فعلی حرام و جرم مستوجب مجازات و یا پرداخت دیه است . مگر آنكه عواملی باعث شود كه سقط لازم آید .  در این فصل برآنیم كه موارد جواز سقط جنین و یا سقط درمانی رامورد بررسی قرارداده نظر حقوقی و قانونی را در این خصوص بیان داریم . با این توضیح سقط درمانی را می توان اینگونه تعریف كرد : ] سقط درمانی ، عبارتست از اخراج عمدی جنین به خاطر حفظ حیات مادر، ویا وجود مواردی كه ادامه بارداری به مرگ جنین یا مرگ مادر منجر می شود .[


شرایط اساسی سقط درمانی :

1-    ادامه بارداری برای جان مادر خطرناك باشد .

2-    سقط قبل از حلول روح صورت پذیرد .

3-    خود عمل سقط جنین برای مادر خطر بیشتری نداشته باشد .



- سقط جنین اورژانسی كه می تواند به دلایل ذیل باشد :

-         سقط خودبه خودی و غیرقابل اجتناب، سقط به دلیل نارسایی ها و اختلالات درونی مادر .

-         سقط ناشی از اعمال جراحی غیرقانونی یا بروز تصادفات رانندگی یا حوادث دیگر .

-         سقط هایی كه مربوط به عوارض سقط جنایی باشند .

[ شنبه 12 آذر1390 ] [ 1:35 ] [ پیمان ]
1.  ثبت مشخصات فرزندان در شناسنامه والدين


2. ثبت مشخصات زوج يا زوجه در شناسنامه هر يك از آنان


3. رفع اشتباهات و تكميل و اصلاح مشخصات سجلي در شناسنامه


 
1 - ثبت مشخصات فرزندان در شناسنامه والدين

در صورتي كه مشخصات والدين در شناسنامه هاي فرزندان كامل درج شده باشد ليكن بنا به دلائلي از جمله تعويض شناسنامه هر يك از والدين اسامي فرزندان يا يكي از آنان در شناسنامه هاي والدين درج نشده باشد با مراجعه به هر يك از ادارات ثبت احوال سراسر كشور و ارائه اصل شناسنامه والدين و فرزندان مورد نظر نسبت به ثبت نام فرزند در شناسنامه والدين اقدام خواهد شد        

2-  ثبت مشخصات زوج يا زوجه در شناسنامه هر يك از آنان

در صورتي كه واقعه ازدواج و يا طلاق بنا به دلائلي از جمله تعويض شناسنامه در شناسنامه زوج يا زوجه درج نشده باشد لازم است متقاضي با مراجعه به هر يك از ادارات ثبت احوال سراسر كشور و ارائه اصل شناسنامه  و عين قباله ازدواج و يا طلاق نسبت به ثبت واقعه ازدواج يا طلاق در شناسنامه زوجين اقدام نمايد

3 - رفع اشتباهات و تكميل و اصلاح مشخصات سجلي در شناسنامه

چنانچه درخواستي مبني بر تكميل ، اصلاح و يا رفع مغايرتهاي سجلي در شناسنامه اشخاص مطرح باشد ادارات ثبت احوال سراسر كشور آمادگي دريافت درخواست متقاضيان را داشته كه حسب مورد از طريق اداره ثبت احوال محل صدور شناسنامه اقدام مقتضي را بعمل خواهد آورد. بدين منظور لازم است متقاضيان محترم با در دست داشتن مدارك لازم مستقيما" به هر يك از ادارات ثبت احوال سراسر كشور مراجعه و با طرح مسائل مورد نظر نسبت به انجام خواسته آنان حسب مورد اقدام خواهد شد

چگونگي اقدام در خصوص الصاق عكس به شناسنامه

1. ماده 36 قانون ثبت احوال در خصوص الصاق عكس

2. اشخاصي كه مي توانند با مراجعه به ادارات ثبت احوال نسبت به الصاق عكس به شناسنامه اقدام نمايند

3.  مدارك مورد نياز جهت الصاق عكس

6. تعاريف و  مفاهيم1 - ماده 36 قانون ثيت احوال كشور

شناسنامه هاي افرادي كه به سن 15 سال تمام مي رسند بايد ملصق به عكس همانسال صاحب آن شود

شناسنامه اوليه بايد در سي سالگي تمام با عكس همانسال صاحب آن تجديد شود صاحب شناسنامه پس از رسيدن به سن سي سالگي مکلف است ظرف يکسال براي تجديد آن مراجعه نمايد

2- هر يك از اشخاص زير مي توانند با مراجعه به ادارات ثبت احوال نسب به الصاق عكس به شناسنامه اقدام نمايند:

   1. اشخاص 15 سال به بالا( اشخاص در سالي كه به 15 سال مي رسند مي توانند شناسنامه خود را عكسدار كنند).
   2. افراد كمتر از 15 سال كه داراي حكم رشد باشند
   3. پدر يا جد پدري با ارائه شناسنامه خود جهت افراد 15 تا 18 سال تمام
   4. سرپرست قانوني ( قيم ، امين ، وصي ) براي افراد صغير و محجور با ارائه مدارك مستند كه سمت او احراز شده باشد

3 - مدارك مورد نياز جهت الصاق عكس

   1. ارائه اصل شناسنامه
   2. دو قطعه عكس 3در4 تمام رخ جديد با درج مشخصات سجلي ( نام ، نام خانوادگي ، شماره شناسنامه  تاريخ تولد ، محل صدور) در ظهر آن
   3. اصل و تصوير مدارك عكسدار از قبيل معرفي نامه عكسدار از مؤسسات آموزشي دولتي ، كارنامه عكسدار دوره هاي تحصيلي راهنمايي به بالا, كارت پايان خدمت , گواهينامه رانندگي, گذرنامه ,‌ دفترچه بيمه درماني , كارت معافيت,‌ كارت شناسايي عكسدار كاركنان دولت.

 تأييد تعلق عكس به صاحب شناسنامه توسط افراد زير مورد قبول مي باشد

   1. 
  * كاركنان رسمي دولت و مأمورين نظامي و انتظامي با ارائه كارت شناسائي معتبر
  * بديهي است پدر يا مادر كه كارمند دولت باشند مي توانند با ارائه كارت شناسائي عكس فرزند خود را تأييد نمايند
   * کسبه با پروانه معتبر کسب
   * چنانچه صاحب شناسنامه قادر به ارائه مدارك و يا معرفي اشخاص ياد شده فوق نباشد ، اداره ثبت احوال فرد مورد نظر را به حوزه انتظامي محل سكونت جهت تأييد عكس معرفي مي نمايد

4 . فيش بانكي به مبلغ 5000   ريال نزد كليه شعب بانك ملي ايران بنام سازمان ثبت احوال كشور

5 - توصيه هاي ضروري

چنانچه به هر دليلي عكس الصاقي به شناسنامه ها جدا و مفقود گردد الصاق عكس مجدد به اين گونه شناسنامه ها امكان پذير نيست و مي بايست شناسنامه تعويض گردد توصيه مي شود كه زمينه عكس ارائه شده روشن بوده و حتي الامكان از عكس هاي سياه و سفيد استفاده شود عكس بانوان بايد با رعايت حجاب اسلامي بوده و گردي صورت كاملا" مشخص باشد الصاق عكس به شناسنامه هاي مخدوش مقدور نمي باشد

6 - تعاريف و مفاهيم

قيم :   نماينده قانوني محجور كه از طرف مقامات صلاحيتدار قضائي در صورت نبودن ولي قهري (پدر جدپدري) و وصي جهت انجام امور او تععين مي گردد

محجور: اشخاص ذيل محجور ميباشند : 1- صغار (كمتر از 18 سال تمام ) 2- اشخاص غير رشيد 3- مجانين

امين : امين كسي است كه جهت انجام امور محجور نبودن ولي قهري (پدر-جدپدري) ويا در موارديكه ولي بنا به دلايلي قادر به اداره امور محجور نباشد تحت ولايت خود نباشد موقتاً از طرف مقامات صلاحيتدار قضائي جهت انجام امور مربوط به محجور که در قانون ذکر گرديده منصوب مي گرد
د

[ جمعه 11 آذر1390 ] [ 22:18 ] [ پیمان ]

تعریف قرار:

 تصمیم قضایی است که از سوی مقام قضایی صالح در طول تحقیقات مقدماتی و در مقام انجام دادن تحقیق و در موارد استثنایی در جریان محاکمه و رسیدگی دادگاه صادر می شود این تصمیم ممکن است ناظر به متهم سایر اشخاص یااشیاء و اموال آنان باشد.

 

انواع قرار:

1- قرارهای اعدادی یا تمهیدی یا شکلی

 

2- قرارهای نهایی یا ماهوی

 

.

1-     قرارهای اعدادی     

        قرارهایی هستند که در راستای آماده سازی پرونده کیفری گردآوری مناسب تر دلایل و در اختیار داشتن متهم می باشد و رسالت و هدف صدور قرارهای اعدادی در جهت تکمیل تحقیقات است و در مواردی جهت احراز بزهکاری یا بی گناهی متهم و در برخی موارد جهت حفظ منافع شاکی و جلوگیری از حقوق احتمالی شاکی می باشد.

بعنوان مثال: تمسک به برخی از این قرارها مثل : قرار معاینه یا تحقیقات محلی ،قرار ممنوع الخروج متهم، در جهت حفظ منافع شاکی و جلوگیری از تضییع حقوق احتمالی شاکی می باشد.   

 

2-     - قرارهای نهایی    

      قرار نهایی به قراری اطلاق می شود که مقام قضایی پس از خاتمه تحقیقات مقدماتی به منظور اظهار نظر نهایی در خصوص اقدامات معمول و مربوط به موضوع پرونده صادر می کند بدون اینکه به ماهیت پرونده وارد گردد.

قرارهای نهایی عبارتند از:

"1- قرار منع پیگرد(تعقیب)

2- قرار موقوفی تعقیب

3- قرار مجرمیت

 

-1 قرار منع پیگرد: اگر قاضی دادسرا به این نتیجه برسد که متهم عمل انتسابی را مرتکب نشده و دلایل برای توجه اتهام به او کافی نیست قرار منع پیگرد صادر می‌کند و نیز هنگامی که عمل متهم فاقد وصف کیفری است قرار منع پیگرد صادر می‌شود. با مثالی این مطلب را توضیح می‌دهیم.

فرض کنیم نادر به اتهام کلاهبرداری از شرکت بیمه تحت تعقیب قرار می‌گیرد و با بررسی شکایت شرکت بیمه و مدافعات متهم و ... قاضی به این نتیجه می‌رسد که نادر مرتکب این عمل نشده است و یا اینکه نادر به اتهام عدم بازپرداخت بدهی‌اش با شکایت شاکی تحت تعقیب قرار می‌گیرد حال آنکه برابر قوانین، عدم بازپرداخت بدهی جرم نیست.

در هر دو حالت قاضی دادسرا قرار منع پیگرد صادر می‌کند. اما این قرار در هر دو شکل آن از سوی شاکی خصوصی ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ قابل شکایت در دادگاه صالح است اما برای اینکه این حق شکایت متصور باشد باید به نکات زیر توجه داشت:

الف) در صورت صدور قرار منع پیگرد از سوی بازپرس یا دادیار، دادستان نیز باید با آن موافقت کند لیکن در مواردی ممکن است دادستان با آن موافق نباشد که در این صورت اگر قرار از سوی دادیار صادر شده باشد به ناچار مکلف است از نظر دادستان پیروی کند و از نظرش دایر بر منع تعقیب عدول کند و به تعقیب متهم ادامه دهد و چنانچه این قرار از سوی بازپرس صادر شود و دادستان با آن مخالف باشد برای حل اختلاف بین نظر آن دو دادگاه تصمیم گیری می کند. در این حال اگر نظر دادگاه مبنی بر ادامه تعقیب باشد بازپرس مکلف به ادامه تعقیب است.

ب) حق اعتراض شاکی به این قرار هنگامی است که مراحل گفته شده در بند یک به انجام رسیده باشد. یعنی اولاً قرار به تایید دادستان برسد و ثانیا اگر به تایید دادستان نرسید مراحل گفته شده طی شود.

ج) اگر قرار منع پیگرد به علت فقد دلیل باشد و این قرار به هر دلیلی قطعیت پیدا کند دادستان می‌تواند پس از کسب اجازه از دادگاه و در صورت وجود دلایل جدید یک بار دیگر نیز متهم را تعقیب کند.

-2 قرار موقوفی تعقیب: همیشه در دادسرا یک اصل وجود دارد و آن این است که اگر متهمی تحت تعقیب قرار گرفت، رسیدگی به اتهام او متوقف نمی‌شود مگر آنکه به موجب قانون توقف تحقیقات ضرورت پیدا کند. برای مثال متهمی که مرتکب خیانت در امانت شده پس از ارتکاب جرم یا در حین تحقیقات فوت کند یا اینکه عمل او مشمول عفو قرار بگیرد و همچنین هنگامی که متهم در زمان ارتکاب جرم دیوانه باشد و ...

در این حالات نیز شاکی حق دارد از تصمیم قاضی صادر کننده قرار به دادگاه شکایت کند. البته همانند قرار منع پیگرد تصمیم قاضی صادر کننده قرار باید به تأیید دادستان برسد و در صورت تایید دادستان متهم حق دارد ظرف پنج روز از تاریخ ابلاغ نسبت به قرار شکایت کند.

- 3قرار مجرمیت: چنانچه تحقیقات دادسرا دلالت بر توجه اتهام به متهم داشته باشد قاضی رسیدگی کننده به پرونده با صدور قرار مجرمیت که مخاطب آن دادستان است از او می‌خواهد که با صدور کیفرخواست، متهم در دادگاه، محاکمه شود.

چنانچه دادستان با نظر قاضی صادر کننده قرار موافق باشد پرونده را با کیفرخواست به دادگاه صالح می‌فرستد و اگر با قرار مجرمیت مخالف باشد دو حالت متصور است.

الف) چنانچه صادر کننده قرار مجرمیت دادیار باشد مکلف به پیروی از نظر دادستان است و در این حالت شاکی حق دارد از این تصمیم شکایت کند.

ب) اگر صادر کننده قرار مجرمیت بازپرس باشد و دادستان با آن مخالفت کند دادگاه بین آن دو حل اختلاف خواهد کرد. اگر نظر دادگاه مبنی بر تأیید نظر بازپرس باشد دادستان باید با صدور کیفرخواست متهم را تعقیب کند و اگر مبنی بر تأیید نظر دادستان باشد رأی دادگاه درباره حل اختلاف بین دادستان و بازپرس قطعی است. در این حالت نظر تأیید شده دادستان مبنی بر عدم پیگیری پرونده از سوی شاکی در دادگاه صالح قابل شکایت است.

[ چهارشنبه 2 شهریور1390 ] [ 19:12 ] [ پیمان ]

سلام

فکر میکنم همه ما دوست داشته باشیم ارزش واقعیه مهریه های بزرگان فامیل یا حتی پدر مادر خودمون رو بدونیم. مهریه هایی که بعضی مردها فکر میکنن تو جیبشونه و وهروقت حرفش پیش میاد شاید بگن 500تومن که بیشتر نیست بیا همین الان بگیر و دست از سرمون بردار. البته جمله آخرو به مزاح عرض کردم.

به هر حال مهریه حق زن هست و اگر کسی میبخشه از بزرگواری و نشون دادن عشقش به همسر و خانوادشه. واینرو هم در قالب یک نکته بگم که واقعا به وسیله بالا بردن رقم مهریه نمیتونیم پایه های یک زندگی رو محکم کنیم میتونیم با درج کردن شرایط عاقلانه ضمن عقد زندگیه با اطمینانی رو برای خودمان رقم بزنیم.

زیاد پر حرفی نمیکنم. میخوام نحوه محاسبه  مهریه به نرخ روز رو براتون توضیح بدم.

فکر میکنم به دردتون بخوره البته به شرطی که بین زن و شوهرای فامیل دعوا راه نندازین

 

 

 

عدد شاخص قیمت سال قبل(1389)

 مهریه به نرخ روز= مهریه(ریال)×   _______________________

عدد شاخص قیمت سال وقوع عقد

 

مثال:

 

 10163934= (ریال) 5000.000× (شاخص1360) 1/6 ÷12/4(شاخص89)

 

 

جدول شاخص قیمت ها در سال های مختلف:

بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران                             

              100=1383

سال

عدد شاخص

سال

عدد شاخص

سال

عدد شاخص

سال

عدد شاخص

1315

0/05

1336

0/71

1353

1/48

1374

2/25

1316

0/07

1337

0/72

1354

6/0

1375

0/31

1317

0/07

1338

0/81

1355

7/0

1376

4/36

1318

0/08

1339

0/88

1356

9/0

1377

0/43

1319

0/09

1340

0/89

1357

9/0

1378

6/51

1320

0/13

1341

0/90

1358

1/1

1379

2/58

1321

0/25

1342

0/91

1359

3/1

1380

8/64

1322

0/54

1343

0/95

1360

6/1

1381

0/75

1323

0/55

1344

0/95

1361

9/1

1382

7/86

1324

0/47

1345

0/96

1362

2/2

1383

0/100

1325

0/42

1346

0/96

1363

4/2

1384

4/110

1326

0/44

1347

0/98

1364

6/2

1385

5/123

1327

0/49

1348

1/01

1365

2/3

1386

2/146

1328

0/51

1345

1/03

1366

1/4

1387

3/183

1329

0/42

1346

1/09

1367

3/5

1388

10/8

1330

0/46

1347

1/15

1368

2/6

1389

12/4

1331

0/49

1348

1/28

1369

8/6

 

 

1332

0/53

1349

1/48

1370

2/8

 

 

1333

0/62

1350

1/09

1371

2/10

 

 

1334

0/63

1351

1/15

1372

5/12

 

 

[ چهارشنبه 19 مرداد1390 ] [ 23:40 ] [ پیمان ]
دادسرا حوزه طرح شکایات اولیه است دردادسرا تنها شکایاتی که جنبه کیفری و جزائی دارد مطرح می شود وظیفه دادسرا جمع آوری دلائل و تحقیق و بازجویی و کشف جرم است ودرحقیقت میتوان گفت پرونده های کیفری ابتدا دردادسراتشکیل میگردد پس از شنیدن شکایات شاکی و ملاحظه دلایل وی ازمتهم نیزتحقیق ودفاعیات او نیز شنیده می شود اگر آقای دادستان که رئیس دادسرا است دلایل شاکی را کافی دانست علیه متهم ادعای مجرمیت میکندیعنی ادعا نامه ای را که نام آن کیفر خواست است تنظیم میکند و به دادگاه میفرستند تا در آنجا محاکمه و سپس حکم مقتضی صادر گردد.

البته گاهی در جامعه جرمی اتفاق می افتد که شاکی ندارد اگر جرم جنبه عمومی داشته باشد شخص دادستان می تواند بعنوان مدعی عمومی تحقیق وبررسی را شروع کند واگر نتیجه آن توجه اتهام به شخص خاصی بود علیه اوکیفر خواست صادر می کند.
نکته دیگر اینکه در دادسراحکمی صادر نمیشود یعنی مرجعی که مجرم رامجازات می کند دادسرانیست بلکه دادگاه است.
اما دادگاه مرجعی است که درخصوص ادعاهای مطروحه تصمیم قضائی میگیرد وبعبارت دیگر فصل خصومت با دادگاه است .
ادعاها ای که در دادگاه مطرح میشود یا جنبه جزائی دارد ویا حقوقی ادعاهای جزائی (کیفری) از طریق دادستان در دادگاه مطرح میشود وادعا های حقوقی (مدنی )از طرف مدعی مستقیما با تنظیم فرم مخصوصی در دادگاه طرح میگردد دادسرا در امور حقوقی دخالتی ندارد.
قضات دادسرا راقبلا قضات ایستاده میگفتند وقضات دادگاه را قضات نشسته، منظور از قضات ایستاده اینستکه آنها همیشه پای بکارند وقت وزمان خاصی را برای انجام وظیفه نمی شناسند ومنظور از قضات نشسته آن است که بر کرسی قضاوت نشسته وآماده در یافت پرونده جهت صدور رای هستند.
قضات دادسرا را دادستان ، بازپرس ودادیار تشکیل میدهند دادستان رئیس دادسرا است ودادسرا بخشی از دادگستری هر حوزه قضائی می با شد.

[ چهارشنبه 12 مرداد1390 ] [ 23:47 ] [ پیمان ]
این مطلبو از سایت های مختلف جمع آوری کردم. امیدوارم راضی باشین

طلاق در ایران هشت برابر كشورهای توسعه یافته
اگرچه مقایسه آمار ازدواجهای انجام شده در داخل كشور در مقایسه با دنیا نشان می دهد كه در وضعیت مطلوبی قرار داریم به طوری آمار ازدواج در داخل كشور به ازای هرهزار، دوازده و دو دهم است در صورتی كه در خارج از كشور شش دهم است.

ولی آمار ارائه شده توسط معاون حقوقی و سجلی ثبت احوال كشور نشان می دهد كه میزان طلاق در كشور ما با كشورهای توسعه یافته فاصله بسیاری دارد و بی رقیب می تازد. این آمار نشان می دهد طلاق در ایران به ازای هر هزار نفر یك و هفت دهم و در خارج از كشور دو دهم است به عبارت دیگر میزان طلاق ایران هشت برابر كشورهای دیگر است.

البته بنا بر اظهار نظر شهلا كاظمی پور معاون پژوهشی مركز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه « بالابودن میزان طلاق در ایران به نسبت دنیا به دلیل بالا بودن تعداد ازدواجهای انجام شده در كشور است ولی باز هم مقایسه نشان می دهد ما از این جهت وضعیت خوبی در دنیا نداریم.»


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 مرداد1390 ] [ 16:2 ] [ پیمان ]

1- طلاق رجعي: در اين طلاق تا وقتي كه زن در عده است «3 ماه و ده روز را عده گويند» مرد مي‌تواند به همسرش رجوع كند اين طلاق به درخواست مرد است و در طي 3 ماه مرد مي‌تواند رجوع كند «رجوع يعني فرد از طلاق پشيمان است» حق رجوع در اختيار مرد است و به محض رجوع زن مكلف به انجام وظايف زناشويي است.


2- طلاق بائن: اين طلاق به طلاق خلعي هم معروف است و حق رجوع ندارد و به اقسامي تقسيم مي‌شود:
الف) طلاق قبل از زناشويي
ب) طلاق زن يائسه
ج) طلاق خلع : زن به شوهر مايل نيست. مالي يا مهرش را مي‌بخشد و طلاق مي‌گيرد.
د) طلاق مبارات: بيزاري 2 طرفه زن و شوهر است و زن مالي مي‌دهد تا شوهرش او را طلاق دهد.
هـ) سه طلاقه : سومين طلاق پس از سه وصلت پي در پي كه تا زن با مرد ديگري آميزش نكند نمي‌تواند دوباره با همسرش ازدواج كند.
ي) طلاق نوبت 6 : مثل طلاق سه طلاقه است و بايد زن با مرد ديگري وصلت كند تا بتواند با همسرش ازدواج كند.
و) طلاق نوبت 9 : كه زن تا آخر عمر بر همسرش حرام مي‌شود.
در دادگاه‌ها طلاق‌ها «مگر در موقعي كه شوهر مفقود الاثر است» بائن است و شوهر حق رجوع ندارد چون با فلسفه وجودي دادگاه‌هاي خانواده و مواد 1130 قانون مدني منافات دارد.

طبق قانون 1130 مدني در صورتي كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج زوجه باشد وي مي‌تواند به حاكم شرع مراجعه كند و تقاضاي طلاق كند و اگر عسر و حرج ثابت شود دادگاه زوج را مجبور به طلاق مي‌كند وگرنه زوجه به حكم حاكم شرع مطلقه مي‌گردد.


3- طلاق پنهان : هر زمان بين جنب‌هاي گوناگون ازدواج هماهنگي نباشد اين پديده به وجود مي آيد.


4- طلاق توافقي : همه چيز توافق طرفين است. و وقتي هر دو نفر انصاف را رعايت كنند اين بهترين طلاق است چون از دعوا، جنجال، اتلاف وقت جلوگيري مي‌شود.

[ چهارشنبه 12 مرداد1390 ] [ 2:53 ] [ پیمان ]

دستور خواندن عقد دائم
 - اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگويد: زوجتك نفسى على الـصـداق المعلوم (يعنى خود را زن تو نمودم به مهرى كه معين شده ) پس ازآن بدون فاصله مرد بگويد قبلت التزويج (يعنى قبول كردم ازدواج را) عقد صحيح است واگر ديگرى را وكيل كنند كه از طـرف آنـها صيغه عقد را بخواند چنانچه مثلا اسم مرد احمدو اسم زن فاطمه باشد و وكيل زن بـگـويـد: زوجـت موكلتى فاطمة موكلك احمد على الصداق المعلوم , پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: قبلت لموكلى احمد على الصداق صحيح مى باشد.

دستور خواندن عقد غيردائم
 - اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غيردائم را بخوانند, بعد از آن كه مدت و مهر را معين كردند, چنانچه زن بگويد: زوجـتـك نفسى فى المدة المعلومة على المهر المعلوم بعد بدون فاصله مرد بگويد:قبلت , صحيح است .
و اگر ديگرى را وكيل كنند و اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد: متعت موكلتى موكلك فى المدة المعلومة على المهر المعلوم , پس بدون فاصله وكيل مردبگويد: قبلت لموكلى هكذا صحيح مى باشد.

[ چهارشنبه 12 مرداد1390 ] [ 2:30 ] [ پیمان ]
- تعریف مهریه:

مهریه مالی است که به هنگام عقد نکاح شرعا و عرفا و قانونا، ازطرف مرد به زن پرداخت می گردد وصداق، صداقیه، کابین و فرض هم نامیده می شود.

مهریه، عند المطالبه است. یعنی به محض انعقاد حق نکاح زوجه مالک مهر می شود و این مالکیت نسبت به نصف مهر مستقر و در نیمی دیگر متزلزل است.

به عبارت دیگر یعنی:

زوجه به محض جاری شدن عقد نکاح، مالک نیمی از مهریه می شود و نیم دیگر را بعد از اولین رابطه زناشویی مالک خواهد شد. بدا زوجه شرعا می تواند تا قبل از اخذ این حق، از برقراری اولین رابطه زناشویی ممانعت کند.


- انواع مهریه:

مهریه انواع مختلف دارد که عبارتند از:


ادامه مطلب
[ سه شنبه 11 مرداد1390 ] [ 2:4 ] [ پیمان ]
یکی از اولین وجوه این تفاوت مدت زمان ازدواج است که در ازدواج دائم صیغه عقد به صورت دائمی و در ازدواج موقت برای مدت زمان معینی جاری می شود

2)ذکر دقیق مدت زمان عقدموقت الزامی است در غیر این صورت یا حکم به بطلان عقد و یا بنا به مصالحی حکم به ازدواج دائم داده می شود

3)در ازدواج موقت ازادی بیشتری جهت تصمیم گیری برای ادامه زندگی وجود دارد


ادامه مطلب
[ سه شنبه 11 مرداد1390 ] [ 1:52 ] [ پیمان ]
تغيير نام اشخاص

1- ماده 20 قانون ثبت احوال در خصوص تغيير نام


2-نامهای قابل تغيير


3-اشخاصي که ميتوانند نسبت به درخواست تغيير نام اقدام نمايند


4-مدارک مورد نياز جهت تغيير نام



ادامه مطلب
[ دوشنبه 10 مرداد1390 ] [ 19:28 ] [ پیمان ]
   1.  مواد 40 , 41 و 42 قانون ثبت احوال و ماده 997 قانون مدني در خصوص نام خانوادگي

 

2. مواردیکه اشخاص مي توانند درخواست تغيير نام خانوادگي نمايند


   3. شرايط شخص درخواست دهنده به شرط داشتن شرايط تغيير نام خانوادگي


   4. مراحل انجام كار


ادامه مطلب
[ دوشنبه 10 مرداد1390 ] [ 19:21 ] [ پیمان ]
تعاريف کلي

1- بيمه گر – بيمه گر شرکت بيمه است که مشخصات آن در بيمه نامه قيد مي گردد و جبران خسارت و پرداخت غرامت ناشي از حوادث احتمالي طبق شرايط مقرر در بيمه نامه را به عهده مي گيرد .
2- بيمه گذار – بيمه گذار شخص حقيقي يا حقوقي است که مشخصات نامبرده در بيمه نامه ذکر مي گردد و پرداخت حق بيمه را تعهد مي نمايد .
3- بيمه شده – بيمه شده شخصي است که احتمال تحقق خطر يا خطرات مشمول بيمه نامه ، براي او موجب انعقاد بيمه نامه مي گردد .
4- ذينفع – ذينفع شخص يا اشخاص حقيقي يا حقوقي هستند که بيمه نامه به نفع آنها منعقد شده و مشخصات آنان در
بيمه نامه ذکر گرديده است .
5- حق بيمه – حق بيمه وجهي است که بيمه گذار در مقابل تعهدات بيمه گر مي پردازد .
6- سرمايه بيمه و يا غرامت بيمه – سرمايه بيمه و يا غرامت بيمه وجهي است که بيمه گر متعهد مي گردد در صورت تحقق خطر يا خطرات مشمول بيمه طبق شرايط بيمه نامه به ذينفع بپردازد .
7- حادثه – حادثه موضوع بيمه عبارتست از هر واقعه ناگهاني ناشي از يک عامل خارجي که بدون قصد و اراده بيمه شده بروز کرده منجر به جرح ، نقص عضو ، از کار افتادگي ، فوت يا خسارت ديگر بيمه شده گردد .
8- مدت بيمه نامه – مدت بيمه يکسال تمام شمسي است و از ساعت 12 ظهر روزي که به عنوان تاريخ شروع بيمه نامه قيد گرديده است ، آغاز و در ساعت 12 ظهر روز انقضاء بيمه نامه خاتمه مي يابد . مگر آنکه بين طرفين به نحو ديگري توافق شده باشد .


ادامه مطلب
[ دوشنبه 10 مرداد1390 ] [ 19:2 ] [ پیمان ]
مصوبات مجلس شورای اسلامی و نتیجه همه پرسی پس از تایید شورای نگهبان و طی مراحل قانونی به رِئیس جمهور ابلاغ شده و رئیس جمهور باید ظرف مدت پنج روز آن را امضا و به مجریان ابلاغ نماید و دستور انتشار آن را صادر کند و روزنامه رسمی موظف است ظرف مدت 72ساعت پس از ابلاغ منتشر نماید.

*قوانین15روز پس از انتشار در سراسر کشور لازم الاجراست.

*اثر قانون نسبت به آینده است و قانون نسبت به ما قبل خود اثر ندارد مگر اینکه در خود قانون مقررات خاصی نسبت به این موضوع اتخاذ شذه باشد.

[ دوشنبه 10 مرداد1390 ] [ 17:42 ] [ پیمان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام به همه شما که به اینجا سر زدین و منو خوشحال کردین.
راستش تصمیم دارم تا اونجایی که در توانم باشه مطالب حقوقی رو خیلی ساده، خلاصه و شیرین بیان کنم. مطالبی که شاید بشنویم و معنیشو ندونیم و خیلی ساده از کنارش عبور کنیم ویا به دلیل ساده بودنش غرورمون اجازه نده از کسی سوال کنیم تا موضوع برامون روشن بشه و این سوال همیشه مغزمون رو اذیت کنه. امیدوارم خوشتون بیاد و منو از نظرات سازندتون بی نصیب نذارین و از بودن در این فضای پاک لذت ببرین.
امکانات وب